آدرس: تهران- خیابان بهشت - کوچه معراج
%20copy.jpg)
وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران - علی رمضانپور: از خیابان بهشت- کوچه معراج واقع در پارک شهر تهران میگذری که سازمانهای مختلف از جمله پزشکیقانونی، شهرداری تهران، دیوان عدالت اداری و شورای شهر در آن واقع شده است ولی همیشه برایت سوال است که چرا این خیابان را بهشت نامیدهاند. در یکی از غروبهای بهار در پی این مسئله می روی و در می یابی که در انتهای این خیابان و در کوچه معراج که بارها و بارها از آن گذشتی ساختمانی وجود دارد به نام معراج شهدا.ساختمانی که روزی منزل مسکونی «امیر سلیمانی» بوده است و حال قبل از سال 60، پیکر شهدا به پزشک قانونی در جوار این ساختمان منتقل میشد ولی از سال 60 تا به امروز این نقطه به عنوان معراج شهدا به کار خود ادامه داده است.
آدرس: تهران - خیابان بهشت - کوچه معراج
میگویند در این محل پیکر شهدا را نگهداری میکنند این اولین جملاتی است که در پاسخ به پرسشی که معراج شهدا کجاست میشنوی. آخر مگر میشود؟ ما همیشه پیکر شهدا را بر روی تریلی در خیابان دیده بودیم ولی برخي نمیدانند که منزلگه موقت پیکر شهدا در شهرمان در معراج شهدا در خیابان بهشت تهران است. در کوچه «معراج» دو ساختمان است؛ یکی ساختمان «پزشکی قانونی» و دیگری «ستاد معراج شهدای مرکز». کوچه «معراج» را باید کوچه خاطرهها نامید؛ خاطرات تلخ و شیرین از مادرانی که جلوی در پزشکی قانونی به سرنوشت فرزندشان فکر میکنند و اینکه عاقبت چه خواهد شد و آن سوتر مادرانی که به دیدار از سفر بازگشته خود آمدهاند. لحظهای از این فکر نمیگذری که مادری با چادر مشکی به سر، از ساختمان «معراج شهدا» بیرون میآید؛ گویی عزیزی را در معراج جا گذاشته است؛ نگاهش را از ساختمان نمیگیرد؛ کمی قدم بر میدارد و دوباره به پشت سرش نگاه میکند؛ هم میخندد و هم گریه میکند، خندهای به نشانه رضایت و گریهای به رنگ فراق.
آیین ورود به معراج شهدا
ورود به معراج شهدا رسم و آيین خاص خود را دارد و از تابلو بالای درب ورودی معراج که سبزرنگ است و روی آن نوشته با وضو وارد شوی به ذهنت تلنگر میخورد که محل پیکر شهدا مانند خود آنان عظمت و احترام خاصی دارد.
وارد میشوی به همراه عدهای دیگر، هر کس در بدو ورود حال و هوای خاصی پیدا میکند یکی کفشهایش را درمیآورد، یکی به گوشه دیوار تکیه میدهد، دیگری زانو میزند ولی همگی بغضکنان از چشمانشان اشک جاری میشود. در سالن مخصوص معراج شهدا که با عکسها، پرچمها و تابلوهایي مملو از تمثال شهدا مزین شده است، 8 تابوت مزین بر پرچم مقدس جمهوری اسلامی را مشاهده میکنی که بر روی آنان نام شهید، منطقه عملیات شهادت، سن شهید و محل تحویل پیکر نوشته شده است، البته برخی از آنان نام ندارند زیرا گمنامند. روی 5 تابوت نام شهیدان گمنام عملیاتهای والفجر 8 که در منطفه فاو پیدا شدهاند و جوانانی بالغ بر 18 تا 25 سال هستند نوشته شده است. باید پیکر آنان به شهرهای آذربایجان غربی، خراسان رضوی و گرگان تشییع شود. چرخی میزنی، 3 تابوت با نام شهید مزین شده است عیسی منصوری، شهید یعقوب الیکایینژاد و شهید فتوکیان که باید در روزهای آینده پیکر این شهیدان در شهرهای مختلف مازندران و ورامین تشییع شوند و حال میفهمی که خانوادههای آنان که هم اینک گزارش این شهیدان را مینویسم هنوز از یافتن پیکرهای فرزندانشان بیاطلاع هستند و در روزهای آینده طی مراسمی برای تحویل پیکر دعوت میشوند.
حس حضور در معراج شهدا «باید تجربه کنی»
حال و هوای سالن معراج شهدا دگرگون است هر کسی در تنهایی خود نجوایی میکند ولی همه بغضکنان اشک میریزند، آخر اینجا حال و هوای خاص خود را دارد، باید بیایی تا لمس کنی اینجا نمیتوانی باشی و حسی نداشته باشی. چرخی میزنی و میبینی هر کس در کنار تابوت و پیکر شهیدی خلوت کرده، برخی نیز روی تابوت
قلمی میزنند.
رونوشتهای روی پیکرها خواندنی است
به تابوتها نزدیک میشوی هر کسی با هر رنگی قرمز، آبی، مشکی و حتی بیرنگ بر روی تابوت شهدا قلمی نوشته است. نوشتهها چه زیباست همه التماس دعا دارند و شفاعت از طرف شهدا را میطلبند. یکی نوشته بود «یاد داداش حسین من باشید شهید سیدحسین میرنظامی»؛ روی دیگری نوشته شده بود «تو را به جان زهرا شفاعتم کن در روز جزا»،سر میچرخانی و میبینی با قلم آبی بر روی تابوت نوشته بودند «خدایا در این جمع هر حاجتي را روا و شفاعت کن، تو را به جان مادرت زهرا (س) به دادم برس.» نوشتهها کم نیستند هر گوشه تابوتها نوشتهای به چشم میخورد نزدیکتر میشوی تابوت پیکر شهدای گمنام نوشتههایش بیشتر است میخوانی «شهدا برای شما مینویسم شرمندهایم، شهدا شفاعت کنید». رونوشتهای تابوتها تمامی ندارد یکی سلام به بیبی حضرت زهرا (س) رسانده، یکی دلش شکسته، یکی از بیوفایی روزگار نوشته، دیگری از وفاداری به ولایت رونوشت کرده ولی همه نوشتهها چه کم و زیاد پر از سلام و شفاعت است.
سربازی که در این مکان مقدس خدمت میکند میگوید: 10 ماه است که اینجا خدمت میکند از زمان جنگ این سالن محل نگهداری پیکر شهدا بوده، در همین سالن و در پشت آن در مرحله اول پیکرها را شناسایی و بستهبندی میکنند و پس از گذاشتن در تابوت به این سالن برای تحویل به خانوادههایشان میآورند. میپرسی برخی از این تابوتها که شهید گمنام هستند سن آنها مشخص است.
چگونه سن آنان بدون هیچ پلاک و مشخصاتی معلوم میشود که میگوید: اینجا حاجآقا رنگینی داریم که از روی استخوان کمر پیکرها متوجه میشود.
در ضمن یک تعداد کارشناس هم با گرفتن برخی آزمایشهای DNA میتوانند به سن و دیگر مشخصات پیکر پی ببرند. آنهایی که آمدند زیارت عاشورایی به رسم حضور در معراج شهدا می خوانند و آرام آرام از سالن پیکرهای شهدا بیرون می روند. چه حال و هوایی، خوش به حالت ولی دلت میسوزد برای آنان که نمیدانند.
اینجا تکهای از بهشت است و چه حالی دارد. افراد یکی یکی بعد از خارج شدن از سالن معراج با مردی احوالپرسی میکنند بیشتر جویا شده و متوجه میشوی که او کسی نیست جز سرهنگ ابراهیم رنگین که از سال 71 مسئول سالن معراج شهدا در خیابان بهشت تهران است.
این رزمنده قدیمی میگوید: تمام پیکرهای شهدا را برای شناسایی، بستهبندی و تحویل به خانوادهها به اینجا میآورند. سالهاست که اینجا محفل پیکر شهداست. بارها بوده که پیکر عراقی نیز آوردند و ما آن را تحویل عراقیها دادیم. صلیب سرخ نیز تنها بر مبادله پیکرها نظارت میکند ولی بیشتر کار شناسایی با بچههای ایران است. مردم به دلیل طرح ترافیک این منطقه بعد ازظهرها به اینجا میآیند و تا ساعت 19ما پذیرای آنها هستیم البته این به شرطی است که پیکری اینجا باشد.
شهدای ارمنی در معراج شهدا
حاجآقا اشارهای نیز به حال و هوای معراج شهدا میکند و میگوید اینجا برای شهداست و هیچ فرقی بین ادیان مختلف و حزب و گروه نمیکند، شهدا متعلق به همه هستند همین جا شهداي ارمنی داشتیم که از همین معراج شهدا تشییع و در چند خیابان پایینتر در کلیسای ارامنه به خاک سپرده شدند.
مادری که خود شهیدش را پیدا کرد
در میان خاطراتش می گوید: مادر شهید ابراهیم لواسانی چند سال پیش خودش پیکر پسرش را در این سالن معراج پیدا کرد. مادر این شهید شب قبل از آمدن به معراج شهدا خواب وسایل باقیمانده پسرش را دیده بود و صبح بدون اینکه ما متوجه باشیم آمده بود و اطلاعاتی از برخی وسایل پیدا شده به ما گفت و وقتی ما داخل سالن معراج شدیم دقیقا و بدون هیچگونه اختلافی تمام مشخصات و اشیا را مشاهده کردیم و معلوم شد که این پیکر متعلق به شهید ابراهيم لواسانی است.
نمونه گیری خون از خانوادههای مفقود الاثرها
سرهنگ رنگین از روشهای مختلف شناسایی پیکر شهدا ازجمله DNA که توسط کارشناسان نمونهگیری سپاه گرفته میشود مطالب جدیدی میگوید و عنوان میکند ما از خانوادههای مفقودالاثرها از جمله مادر، پدر، برادر، خواهر و فرزندان به ترتیب اولویت خونگیری میکنیم و پس از پیدا شدن استخوانها با نمونهگیری DNA استخوانها که بیشتر پا و ستون فقرات هستند، پیکرهای شهدا را به طور دقیق تشخیص وبه خانواده آنان تحویل می دهیم.
مشخصات پشت عکس و همچنین مشخصات نوشته شده در پشت پوتین و خشاب از جمله مشخصات دیگر پیدا کردن نام شهداست که به همراه وسایل شخصی شهدا مورد توجه برای شناسایی نهایی قرار میگیرد. گفتوگو به پایان می رسد. خورشید هم در حال غروب کردن است و دیگر آرام آرام از محوطه معراج دور میشوی ولی نمیدانی که آیا مردم میدانند که در این گوشه خیابان بهشت تهران چه گنجینههایی وجود دارد.